تبلیغات
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر - یادی از گذشته
[ ]
 
 
یادی از گذشته
نظرات
این پست ترجمه ی یکی از پست های وبلاگ دکتر جان واتسون است ، وبلاگی که توسط سازندگان سریال همزمان با پخش آن به روز می شود و با وقایع سریال Sherlock منطبق است .



وقتی داشتم گوشیم رو می گشتم ، چند تا از عکس های پرونده های قبلی که قبل از مرگ شرلوک با هم حل کرده بودیم ، پیدا کردم ...
خب ، به نظر خودم هم این عجیبه که کمتر عکسی ازش دارم . یکبار شرلوک داشت می گفت که بقیه چطور مشغول عکس گرفتن از زندگیشون برای فیسبوک و توییتر بودن ، طوری که بعضی وقت ها یادشون می رفت چطور زندگی کنند :
" من سرم خیلی شلوغ تر از اینه که بشینم عکس هام رو اینستاگرام کنم جان ! "
اون وقت ها یکم دلخور بود چون خانم هادسون تو فاز عکس گرفتن از صبحونش سیر می کرد ... خریدن یه لپ تاپ براش تو کریسمس شاید بزرگترین اشتباه زندگیمون بوده ... همون کریسمسی که بیشتر مهمونامون رو اذیت کرد ، با جانت به هم زدم و اون " بانو " رو ملاقات کرد .

در واقع ، بهترین کریسمسی که داشتم ... خب آره ، اینم چند تا عکس ...


" ادامه ی پست جدید وبلاگ دکتر واتسون در ادامه ی مطلب "



این یکی مربوط به وقتیه که داشتیم در مورد یه باند قاچاق تحقیق می کردیم . به نظر مال خیلی وقت پیش میاد .



به نظر یه جور دیوار نویسی میاد ولی درواقع یه کد مخفی بود . کل اون روزا بحث کد های رمزی بود ... تقریبا از اون وقت بود که شرلوک داشت این " پیام های ناشناس " رو می گرفت . البته ، الان همه می دونیم از طرف کی بودن ...

زیاد طول نکشید که شرلوک دیوار نویسی خودش رو کرد



این روی دیوار اتاق نشیمنمون بود . خانم هادسون زیاد خوشحال نشد ... ولی زیاد طول نکشید که راجع بهش خیلی نگران باشه چون چند دقیقه بعدش یه بمب تو خونه ی اون طرف خیابون منفجر شد .



و این سرآغاز چیزی بود که ما آخرسر بهش " بازی بزرگ " گفتیم .

این مرده ، کنی پرینس بود . برادر کانی پرینس . ( کسایی که یادشون نمیاد ، وبسایتش رو ببینند ) . من ازش عکس می گرفتم وقتی که نقش یه عکاس رو در طول اون بازی بزرگ بازی می کردم ... اون زشت ترین گربه ای رو داشت که من تو عمرم دیده بودم



خب از گربه ها بگذریم و بریم سراغ سگ ها ... می بینید اون جا چیکار کردم ؟

این خونه ی هنری نایت بود . اون برای دیدن ما اومد چون پدرش توسط یه سگ جهنمی غول پیکر کشته شده بود . که به نظر دیوانگی میاد ولی حقیقت حتی از این هم بدتر بود . ماجراش هم " درنده های باسکرویل " بود . به هر حال خونه ی قشنگی بود !



عکس های بعدی مربوط به آخرین پروندمون هست . اونی که هیچ وقت راجع بهش ننوشتم . نمی خوام دربارش بنویسم ... شاید هم هیچ وقت این کار رو نکنم . چون پایان همه چی بود .





ولی می دونید چی شد ؟ شرلوک جون دو تا بچه رو نجات داد . بدون هیچ چشم داشتی این کارو کرد . و اونا حتی ازش خوششون هم نیومد . اگر واقعا فکر می کنید که اون گناهکاره و موریارتی واقعی نیست پس زحمت بکشید و این رو توضیح بدید .

اما این قراره یه چیز مثبت باشه . قرار نیست در مورد چیز های منفی صحبت کنیم ... من دارم لحظات خوبمون رو به یاد میارم .

مثلا این که چقدر این کلاه رو دوست داشت ...



خیلی اون کلاه رو تحسین می کرد .

و البته ، کلودو .



کلودو بازی کردن رو دوست داشت . من هم همینطور . البته قبل از این که باهاش بازی کنم . اون در واقع استنتاج می کرد که قاتل همون قربانیه .

اون استنتاج می کرد که قربانی مرگ خودش رو جعل کرده .

اون موقع گفتم که چندان معقول نیست . در حقیقت ، فکر کنم گفتم غیرممکنه . و اون گفت که شاید غیرمحتمل به نظر برسه ولی هیچ چیزی غیرممکن نیست .

ای کاش هنوزم اینو باور داشتم .





دیدگاه ها (11)


اوه ، خیلی توی اون کلاه خوش تیپ به نظر می رسید .

خانم هادسون ، 26 آوریل

هنوزم سرخ کردنی هام عالین . بیا یه سری به من بزن .

خانم هادسون ، 26 آوریل

به جز بیکن ها

مری ترنر ، 26 آوریل

بیکن های من عالین ، مرسی دیگه !

خانم هادسون ، 26 آوریل

یک آقای شخیص

مری ترنر

میشه گفت . جان ، تو خوبی ؟

خانم هادسون

شما دو تا واقعا تیز و عالی بودین . من هیچ وقت چیزی که اونا توی خبرها گفتن ، باور نمی کنم . شما ها جون من رو نجات دادید و اگر کاری هست که من بتونم برات انجام بدم ، حتما خبرم کن .

هنری نایت ، 26 آوریل

من هنوزم نمی دونم چی رو باور کنم

فرد غیر محتمل ، 26 آوریل

مرتیکه یه دروغگوی پست بود و حقش بود به همین خاطر بمیره !!!

فرد غیرمحتمل ، 27 آوریل

هر چیزی رو که دوست داری باور کن

جان واتسون ، 27 آوریل

امیدوارم تو جهنم بپوسه !!!!

ساورون 1976 ، 27 آوریل


متن انگلیسی : وبلاگ دکتر جان واتسون
 

یکشنبه 17 آذر 1392ساعت : 17:25| نویسنده : Sherlockpedia
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
SHER جمعه 10 اردیبهشت 1395 12:06
خوب بود
Sherlockpedia پاسخ داد:
لطف دارین
countess سه شنبه 18 اسفند 1394 19:44
امیدوارم برا سری بعدی سریال فرد غیر محتملا معرفی کنند ادمه باحالیه!!
Sherlockpedia پاسخ داد:
ما هم امیدواریم
n جمعه 31 مرداد 1393 14:11
یه سوال دارم داستانای قبلی شرلوک نوشته هاش تو وبلاگ جان هست
Sherlockpedia پاسخ داد:
بله ... همانطور که در خود سریال ، جان واتسون ماجراهای خودش و شرلوک رو توی وبلاگش می نویسه ، در وبلاگی که به آدرسش اشاره شده هم نوشته میشه ...
Nastaran چهارشنبه 20 آذر 1392 23:41
با توجه به کامنت هایی که قبلا تو وبلاگ جان و سایت شرلوک بوده، من فکر میکنم غیر ممکنه که یکی از دو فردغیرمحتمل و ناشناس شرلوک باشن...
من همیشه تصور میکردم ناشناس باید موریارتی باشه...ولی خب...موریارتی مرده...:(

و اینکه...اگه "این" پست جان نبود...من هرگز ویدئوهای وبلاگ جان رو کشف نمیکردم...نمی دونم چرا هرگز با گوشکوب وبلاگ جان رو باز نکرده بودم...و ویدئوها بدون اون هرگز باز نمیشدن...
راستی شما تونستین ویدئوهای وبلاگ جان رو دانلود کنین...؟ من به هیچ راهی نتونستم...و خیلی دوست دارم تو آرشیوم داشته باشمشون...
و مرسی بابت ترجمه خوبت...:)
Sherlockpedia پاسخ داد:
ویدیو ها ؟ دقت نكردم ... به هر حال ممنون بابت اون نكته ی " ناشناس" ... اصلاحش می كنم ... چون الان دسترسی ندارم فعلا نمیشه ولی هر وقت بشه ، حتما ...
خیلی ممنون بابت ذكرش ...
peranses چهارشنبه 20 آذر 1392 22:50
حیووووووووونییییییی...خدایییییی واقعابیشترازهمه من واسه ی واتسون ناراحتم ودلم میسووووووزه...می دونین یه جورایی اخه درکش میکنم...فک کنم بیشترین باره ترازدی کارم روی مارتیه...خداااااااایی بعدازشرلوک من دکتررویه جورخواصی دوس دارم...وتقعا کاراکترشوخوب دراوردن ومارتیم براش انتخاب عالییییه...واقعاباهاش بعدازشرلوک بیشترین ارتباط برقرارمیکنم...خدااااایی قسمت قبلی نصف گریه هام واسه جان بود...
Sherlockpedia پاسخ داد:
بله !
asi سه شنبه 19 آذر 1392 16:02
فرد غیرمحتمل کیه خدایی ؟؟؟؟ مردم از کنجکاوی ... اگه کسی جوابی داره رو کنه . خخخ! پیام های ناشناس هم که آیرین ادلر بود .
به به یادی از پرونده های گذشته و حس و حال سالهای با شرلوک بودن عجب حالی داد . دم مترجم گرم.
Sherlockpedia پاسخ داد:
دم شما گرم !
maryam سه شنبه 19 آذر 1392 16:02
اگه به قول شما اون کامنتای آخری شرلوک باشه که خیلی باحال میشه ..اما من فکر کردم اندرسونه..نه؟
Sherlockpedia پاسخ داد:
نمی شه گفت ...
chichini دوشنبه 18 آذر 1392 21:07
خیلللی جالب بود و البته بعضی جاهاش خیلی ناراحت کننده بود
کامنت هایزیرش خیلی باحال بودن....به خصوص کامنت های فردغیرمحتمل:)) که البته احتمالا شرلوکه!بیچاره مثکه از کاری که کرده خیلی پشیمونه
Sherlockpedia پاسخ داد:
بله دیگه ...
Jimlock دوشنبه 18 آذر 1392 19:42
شرلوك اون كلاه رو دوست داشت؟؟؟؟كلودو چ جور بازى هست؟؟؟
Sherlockpedia پاسخ داد:
گفتم كه جان داره كنایه میگه ...
كلودو بازی هست كه در اون چند بازیكن حضور دارن و یك مقتول مجازی در بازی و بازی سر اینه كه چه كسی می تونه اول از همه هویت قاتل ، آلت قتاله و محل وقوع قتل رو پیدا كنه ...
hero_sh دوشنبه 18 آذر 1392 13:31
جالب بود یادی هم از خاطرات گذشته کردیم ممنون.
Sherlockpedia پاسخ داد:
خواهش می شود .
شرلوک هلمز دوشنبه 18 آذر 1392 10:17
خیلی عالی بود، یادش بخیر چه روزایی داشتیم، انگار،وذقعا اتفاق افتادن.
Sherlockpedia پاسخ داد:
آره ... یادش بخیر ....
E دوشنبه 18 آذر 1392 02:56
امیدوارم خودش بره جهنم، بسوزه

مرسی عاااالی بود خسته نباشی
Sherlockpedia پاسخ داد:
بله !
خواهش می كنم
شادن دوشنبه 18 آذر 1392 01:29
بله معلومه که قاتل همون قربانیه! این خیلی پیش پا افتادس D:
Sherlockpedia پاسخ داد:
صحیح !
maryam دوشنبه 18 آذر 1392 00:55
وووااای 17 روز....
پروردگارا صبر به همه ی برو بچه های شرلوکی عطا بفرماااااا......
Sherlockpedia پاسخ داد:
آمین
maryam یکشنبه 17 آذر 1392 23:04
ممنون پدیا
اون کامنتای بی ادب آخری مربوط به اون نیمه اپیزودست دیگه نه؟...چند روز تا اومدن نیمه اپیزود مونده؟
Sherlockpedia پاسخ داد:
دقیقا 17 روز مونده ...
بله ، شاید طبق نظر شما به این نیمه اپیزود (!) مربوط باشه ...
کیوان یکشنبه 17 آذر 1392 22:49
شرلوک کلاهه رو خیلی دوست داشت و تحسینش می کرد؟؟؟
برعکس، برداشت من این بودش که از کلاهه خوشش نمی اومد و از اینکه جان عکس کلاهدارش! رو توی وبلاگ گذاشته بود شاکی بود ،مگه نه؟
Sherlockpedia پاسخ داد:
این رو جان با کنایه گفته دیگه !
کیوان یکشنبه 17 آذر 1392 21:20
ببخشید دستم لرزید دوبار فرستادم.
از علایم پیری زودرسه ناشی از انتظار جانکاه.
کیمیا پاسخ داد:
الان دیدمشون پنهانشون کردم
اشکال نداره پیش میاد :)
کیوان یکشنبه 17 آذر 1392 21:17
.وای.پست ها پشت سر هم.یکی از یکی بهتر و به موقع تر. من که تحت تاثیرقرار گرفتم
جان هم که دیگه کولاک کرده. هر کس دیگه ای هم جای اون بود نمی تونست به این راحتی از اون دوران افسانه ای بگذره.
Sherlockpedia پاسخ داد:
بله ...
آرزو یکشنبه 17 آذر 1392 20:44
چقد سریع.من صب رفتم تو وبلاگ این نبود!!!
Sherlockpedia پاسخ داد:
خب دیگه ... اینیه که هست !
کیمیا01 یکشنبه 17 آذر 1392 20:20

خیلی این پست قشنگ بود به خصوص اولین عکسش. چون تو سریال دیدیم جان اون عکسو گرفت
جدیدا به فکرم زده که فردغیرمحتمل اندرسونه. بهش میاد. رو مخه!
Sherlockpedia پاسخ داد:
بله ! بابت توصیه هم ممنون ... رعایت شد !
simetra یکشنبه 17 آذر 1392 19:06
اوااااااا راست میگیا
Sherlockpedia پاسخ داد:
فكر كنم اینو یه بار گفتین !!! ( می دونم دستتون خورده دوباره ارسال شده ...)
noj یکشنبه 17 آذر 1392 17:41
اییی جووون چه عکسای باحالی منتشر کردن.. زنده شد اصن صحنه ها
فکر کنین شرلوک اینستاگرام داشته باشه :)))
جعل مرگ... وااااای
کامنتا چرا اینجوریههه
مرررسییی
Sherlockpedia پاسخ داد:
این عكس ها واقعا نابن ...
simetra یکشنبه 17 آذر 1392 17:23
اوااااااا راست میگیا
Roxi یکشنبه 17 آذر 1392 17:23
Eshteba typ shod manzoram
*john
Bud
Sherlockpedia پاسخ داد:
عیبی نداره !
الهه یکشنبه 17 آذر 1392 17:20
اووووووووووووه کلودو هه رو فهمیدین؟ قربانی مرگ خودشو جعل کرده...
الان فهمیدم واااااااااااااییییییی هیچوقت دقت نکرده بودم...
Sherlockpedia پاسخ داد:
بله ! شاید این هم یك سرنخ باشه ...
simetra یکشنبه 17 آذر 1392 16:48
آااااااااااه!
امیدوار بودم شرلوک هم به طور ناشناس یه کامنت بذاره
این شخص غیر محتمل داره حسابیییییی اصاب مصاب منو خورد میکنه
خیلی وقت پیشا , قبل از این که شرلوک و جان هم خونه بشن, شرلوک توی سایتش نوشته بود: دارم دنبال خونه میگردم. بعد این عاغا/ خانم غیرمحتمل کامنت داده بود: میتونی بیای پیش من بمونی...
من:|
جان:|
شرلوک: نه ممنون :|
Sherlockpedia پاسخ داد:
شاید ربطی به قسمت های آینده داشته باشه ... باید منتظر موند و دید ...
Roxi یکشنبه 17 آذر 1392 16:42
Vay azizam,jahn
Kheili Ali bud bazam az blog esh tarjome konid bezarin
MerC
Sherlockpedia پاسخ داد:
پست های تازش ترجمه خواهند شد ... نگران نباشید ...
:) یکشنبه 17 آذر 1392 16:42
اره دقیقا چند دقیقه قبل تو وبسایت جان این مطلبو دیدم
اخی حتما دلش باری شرلوک تنگ شده
اهان یه چیزه یکی باید دهن فرد غیر محتل و ساورون1976 ببنده
Sherlockpedia پاسخ داد:
دقیقا !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



Hit Counter

Instagram