به بیکر خوش آمدید!
[ ]
 
 
شرلوک و هری پاتر۷
نظرات
با سلام.

فعلا نصفش رو میذارم!
به پی نوشت ها توجه شود

انچه گذشت: شرلوک که اکنون ماجرا را روایت می کند داستان روز هایی که جان پیش خانواده ویزلی در حال آموزش جادوگری بود و او مشغول بررسی پرونده بود را روایت می کند:
به خانم هادسون گفتم که او را به داخل هدایت کند، چند لحظه بعد جیمز موریارتی درست روبروی من ایستاده بود و با لبخندی مصنوعی به من دست می داد، بسیار عجیب بود چون برای اولین بار حس کردم او مضطرب است،این را از عرقی که گاهی وقت ها روی پیشانی اش بود احساس کردم . مشغول صحبت با او بودم:
- میخوای برام توضیح بدی یا نه؟
-اوه!نه !فعلا برای چیز مهمتری اومدم
از لحن گفتنش و صدایش بسیار تعحب کردم زیرا هرگز او را اینقدر مودب ندیده بودم!!ولی احتمال دادم ب خاطر استرسش باشد
-خب اون موضوع مهم چیه؟
کمی مکث کرد و گفت:
-خب...اومدم که بهت بگم تو این قضیه دخالت نکنی....درسته من از بازی کردن با تو لذت می برم ولی این قضیه به شرلوک کوچولوی ما مربوط نمیشه!
-اما چطور ممکنه کسی مثل تو از رقیبی مث من خوشش نیاد؟!
بدون اینکه جوابی بدهد ادامه داد:همین الان زنگ می زنی و به اون پاتر لعنتی میگی که بی خیال پرونده زمان برگردان ها شدی چون حس کردی به تو هیچ ارتباطی نداره!
-اینکه تو میخوای بازی کنی یا نه به من ربطی نداره....برای من بازی شروع شده....بعد از یه مدت طولانی کسالت دوباره دارم لذت می برم...همیت الان از خونم برو بیرون وگرنه مجبورم به اسکانتلند یارد زنگ بزنم!
-هیچکس نمی تونه منو دستگیر کنه....قدرت من فرا تر از این حرف هاست بچه جون!!!این هشدار آخر من بود
بعد هم بی هیچ حرف دیگری از خانه خارج شد!
*
*
برای اینکه در پرونده پیشرفت بهتری داشته باشم باید از یک نفر کمک می گرفتم....الان که جان نبود باید از دستیار دوم خودم یعنی خواهر کوچکم هلنا کمک می گرفتم .
با او تماس گرفتم و او یک ساعت بعد در بیکر روبروی من نشسته بود؛کل ماجرا را برایش تعریف کردم:
-خب خواهر کوچولو....همونطور که فهمیدی به کمک یه نفر قابل اعتماد احتیاج داشتم
-خب چرا از مایکرافت کمک نمی گیری؟!
-منظور دقیق ترم از کمک این بود که یه نفر دستیارم باشه..
-اوه....باشه....جان نیستش نه؟
-نه اون برای کاری رفته جایی!
-خب .....باید از کجا شروع کنیم؟
-همونطور که فهمیدی موریارتی تو این پرونده دست داشته ؛خب ما باید صحت این موضوع رو بررسی کنیم....
-از کجا باید شروع کنیم؟
-اول باید ببینیم موریارتی از چه کسی دستور می گیرد .
نکته ای که راجع به هلنا باید بگویم این است که او از لحاظ قدرت ذهنی و تجزیه و تحلیل از مایکرافت و من پایین تر ولی از عموم مردم به مراتب بالاتر است . در واقع بعد از آن زن ، او باهوش ترین فرد مونثی است که من می شناسم .
و اما ادامه ی ماجرا:
اینطور که از شواهد بر می آمد موریارتی از یک جادوگر دستور می گرفت و به او مشاوره می داد؛اما چه کسی بوده که به او دستور می داده؟ یعنی بهتر است بگویم آن زمان برگردان برای چند جادوگر آنچنان با ارزش بوده که حاضر شدند با یک انسان معمولی برای سرقت آن همکاری کنند؛برای یافتن پاسخ این سوالات باید از یک جادوگر کمک می گرفتم...اما جان که اکنون در سفر بود....پس من راهی به جز انتظار کشیدن نداشتم، مدتی برای وقت گذرانی در مورد دژاوو تحقیق کردم و آزمایشاتی رو ی مغز یک جسد انجام دادم که نتیجه ای هم نداد، چند روز پیش از اتمام دوره ی جان نامه ای با این مضمون به دست من رسید:
سلام آقای هلمز . لطفا تا حد اکثر یک ساعت دیگر خود را به پاریس برسانید! اطلاعاتی از پرونده شما را بدست آوردیم .(گروهی از بیخانمان های برون مرزی بیکر)
در یک ساعتی که فرصت داشتم یک نامه به جان یک پیام به هلنا و یک پیام به مایکرافت دادم . به مایکرافت گفتم که همه وسایل لازم برای یک سفر را عرض ۱۵دقیقه برایم حاضر کند (که شامل یک هواپیما نیز میشد) به هلنا نیز گفتم که خودش را به سرعت به بیکر برساند . سپس با یک لباس ناشناش به سمت پاریس به راه افتادم......
*
*
*
جان:ادامه ماجرا را از زبان بنده بشنوید
پس از خواندن نامه شرلوک سخت در فکر فرو رفتم، سپس به ملاقات مایکرافت رفتم تا او برای من نیز شرایط رفتن به پاریس را مهیا کند...
ادامه دارد...
پ ن۱:ادامشو به زودی میذارم
پ ن ۲:دوستان توروخدا اگه ایده ای برای بهتر شدن داستان دارید بگید واقعا خیلی چیزای مختلفی هست ولی می ترسم بی مزه شه ماجرا:( اگه این داستان بی مزست لطفا بگید که من متوجه بشم!
پ ن۳:هرکول پوارو سلام رسوند گفت سرم شلوغه متاسفانه نمی تونم یه مدت پست بذارم. گفت دلش برای همتون تنگ شده!
پ ن ۴:شرلوک گروپ آپدیت شد حتما بررسی کنید!

یکشنبه 7 آذر 1395ساعت : 23:06| نویسنده : محمد ۲۲۱
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نگین طالبی نژاد - هلنا چهارشنبه 17 آذر 1395 05:34
ادامه داستان رو کی مینویسید ؟
من همیشه این سئوال رو می پرسم
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
نمی دونم! شاید زود شایدم یکم دیر چون نکاتی ب ذهنم رسیده...
جرمی یکشنبه 14 آذر 1395 21:10
ممنونم نمیتونم صبر کنم تا ادامشو بخونم
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
ممنون:D
گوین لستراد چهارشنبه 10 آذر 1395 15:04
بازم از استنتاج استفاده کنید
فکر میکنم شاخ و برگ زیادی هم خوب نیست البته تا اینجا خیلی خوب بوده ولی به نظرم دیگه شخصیت و اتفاقای اضافی وارد داستان نشه بهتره
میتونستین به جای هلنا از مالی هوپر استفاده کنید که شرلوک هم خیلی بهش اعتماد داره
در کل داستان جذابی شده با تشکر!
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
خیلی ممنون
نمی دونم در مورد شخصیت بیشتر!
ولی احتمالا با همینا ادامه بدم!
آیرین آدلر چهارشنبه 10 آذر 1395 14:07
من اصلا از هری پاتر خوشم نمیاد.مخصوصا از بازیگرش.دنیل ردکلیف.خیلی مضخرفه
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
عه چرا:|
داستاناش خوبه!
این فن فیک منم زیاد ربطی به داستان ها نداره بخون!
Aida چهارشنبه 10 آذر 1395 14:01
؟؟؟؟؟؟؟؟
منم نگفتم اسمشو عوض کن!
چرا پست جدید نمیزارین.
حوصلم سر رفت.
هربار به امید پست جدید میام.
ولی هیچی.:))
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
می دونم!
خب فقط اینجا که نیست کلی بدبختی داریم!تازه مدرسه هم هست:|
چهارشنبه 10 آذر 1395 03:32
معذرت میخوام! کاشکی شرلوک هلمز رو با ماجرای بچه های بدشانس ترکیب میکردین به معنای واقعی محشر وپرازماجراهای خطرناک و پراز مافیا مخصوصا کنت آلاف که جیم موریارتی دربرابرش 1 فرشته دوستداشتنی
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
نخوندمش:(
نوا چهارشنبه 10 آذر 1395 03:04
بله اتفاقا من شاید تصادفی به صورت دقیق فیلم شرلوک هلمز رو ازفصل3 توتلویزیون....شبکه خبر(خودتون میدونیددیگه...)دوبله پخش میکرد دیدم عالی بود خوشم اومد چندروزپیش ازفصل اول از اینترنت دانلود کردم دیدم البته دوبله این یکی هم خوب بود،بگذریم.... من همیشه دوستداشتم شرلوک 1دختر داشته باشه به نام شارلوت خواهشا اسم خواهرشو شارلوت نگذارید
ممنون
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
سلام
نه اسم خواهرش قابل تغییر نیست نگران نباشید!
Aida سه شنبه 9 آذر 1395 20:56
مگه شکیرا چشه؟؟؟:)
هرچی هست از هلنا که بهتره!!
:))
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
آخه خیلی معروفه اسمش
در ضمن! اسمش دگ شد هلنا:| حرف نباشه:|
خخخخخخ
نوا سه شنبه 9 آذر 1395 16:54
ممنون از زحمات شما کارآگاه شرلوک هلمز هم جزء فیلمهای محبوب منه اما متاسفانه چون دهه 70.60 هستم اون قدیمی هاشو ندیدم فقط عکسش دیدم بگذریم..... من دلم برای سارا دکتر همکار و دوست اول جان و اون ایلین،ایرین دختر خطرناک مافیا که عین مانکنا بود و شیشه عمرش گوشیه خطر ناکش بود دلم برای اون2نفرهم تنگ میشه کاش از فیلم نمیرفتن
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
خوشحالم که با شرلوک آشنا شدید
فصل های جدید رو ببینید بازیگر های باحال تری بهش اضافه میشه!
جان هم راستی ازدواج می کنه ها!
Aida سه شنبه 9 آذر 1395 16:25
به نظر من اسم شارلوت یا شکیرا بهتر بود.
به هرحال داستان خوبی بود.
یه دختر عمو هم به داستان اضافه کن اسمشو یکی از این دونا بزار:))
شوخی کردم.
ممنون منتظر ادامشم
راستی هر وقت فکر کردی که دیگه نمیتونی بنویسی
و ادامه دادن داستان سخته.داستان رو تموم کن
البته خودم دوست ندارم حالا حالا ها تموم شه:))
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
یه درصد فک کن اسم خواهر شرلوک شکیرا باشه:))
حالا شارلوت یه حرفی!
سعی می کنم الکی ادامش ندم ولی دوس ندارم بی مزه هم تموم بشه!
سعی می کنم یه مقدار دیگه بنویسم بعد تمومش کنم!
نگین طالبی نژاد - هلنا سه شنبه 9 آذر 1395 16:04
همین الان رمز ورود یادم اومد .
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
متوجه شدم!
نگین طالبی نژاد - هلنا سه شنبه 9 آذر 1395 15:30
کی گفته هلنا اسم ایرانیه ؟ اگر توی گوگل اسم هلنا رو سرچ کنید متوجه میشید که هلنا از هلن گرفته شده و هلن اسم زن یکی از اصحاب کهف بوده اصحاب کهف هم مال رم هستن تازه اسم هلنا رو برای این گذاشتم هلنا که به فامیلیش میاد هلنا هلمز با نمک نیست ؟
راستی من نمی تونم بیام توی انجمن بیکر حواسم نبود از حساب کاربریم خارج شدم کلمه ورود هم یادم رفته ایمیلی که نوشته بودم هم الکی بود برای همین نمی تونم اطلاعات حساب کاربریم رو دریافت کنم اگر بلد بودم ایمیل بسازم می تونستم ولی نه بلدم نه سرعت اینترنت کافیه پس نمی تونم توی رول پلینگ شرکت کنم واقعا معذرت می خوام .
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
سلام
بله منم فک نکنم اسم ایرانی باشه
نگین تلگرام داری؟
Molly Hooper دوشنبه 8 آذر 1395 22:34
بععععععله، می بینم که هلنا رو هم وارد کردین.
اون از داستانش اینم از شما! ماشاءالله :)
وقتی میگی "بیخانمانان برون مرزی بیکر "بیشتر یاد خودمون میفتم. یاد شرلوک در ایران بخیر :)
نه شما بنویس ماها حداقل به این دلمون خوش باشه.
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
ممنون که می خونید!
اره ما هم بیخانمان های برون مرزی حساب میشیم!
ninja دوشنبه 8 آذر 1395 12:22
نظر مظر که ندارم . ولی باید بگم بهتره هیجانشو بالا ببری تازه هر چی خواستی اضافه کن به هر حال باید ریسک کنی خب . داستانت هر دفعه بهتر میشه ایوووووول .
محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
خیلی ممنون
Aida دوشنبه 8 آذر 1395 12:15
هلنا!!!!!!؟؟
ببخشید که اینو میگم ولی این خوهر کوچولو خیلی خنده دار بود.
به نظر من اصلا نباید این خواهر کوچولو وارد داستان میشد
اونم با اسم هلنا.هلنا اسم ایرانیه.
حداقل یه اسمی انتخاب میکردی که به شرلوک بیاد.
ممنون که موریاتی رو آوردی تو داستان.
ولی با این حال داستان خیلی خوب بود!!!:)))

محمد ۲۲۱ پاسخ داد:
هلنا شخصیت درخواستی بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
موضوعات
نظر سنجی
دوست دارید کدام داستان کوتاه به صورت اینترنتی در دسترس شما قرار گیرد؟(ترجمه شده توسط نوید فرخی)










آرشیو مطالب
مدیریت
طراح لوگو
تیم ترجمه
نویسندگان
نویسندگان بازنشسته
دیگر موارد


Hit Counter
Instagram