*هشدار لو رفتن داستان*

در این پست خلاصه ی نقد های رسانه های اینترنتی از "َآخرین مسئله" را جمع آوری کرده ایم. سعی کردیم تعادل بین نقد های مثبت و منفی را حفظ کنیم. توجه داشته باشید که این نقد ها چه مثبت و چه منفی به منظور ارائه ی دیدگاه های مختلف انتخاب شدند. 


Telegraph
فیلم نامه ی درخشان، آکنده از طنز، هیجان و احساس بود.  تقلید آگاهانه از فیلم های دیگر پشت سر هم به نمایش گذاشته شدند از آرایه های ژانر ترسناک گرفته تا سلاح های شیک جاسوسی ی "اونجزر" گونه و کمی هم اقتباس هوشمندانه از زندان شیشه ای "سکوت بره ها".حتی وقتی که جریان آدرنالین تمام شد، یک پایان خوش هم وجود داشت.

در انتها ما با هلمز عاقل تر و واتسون باقی ماندیم - "معتادی که برای خمار شدن پرونده ی جنایی حل می کند و دکتری که هرگز از جنگ بازنگشت" - در حالی که آماده ی حل پرونده ی های بیشتر بودند. انگار که شخصیت های موردعلاقه مان به وضعیت پیش فرض برگشته اند. اگر این آخرین قسمت باشد که مطمئناً نخواهد بود - به عنوان آخرین قسمت موفق عمل کرد. 

Screen Rant
مشکل یوروس و نقشه اش همان مشکل سریال شرلوک است که هرگز نتوانسته راه حلی برایش پیدا کند: بدون تجمع تدریجی داستان و شخصیت پردازی که برای رسیدن به نتیجه ای تاثیرگذار در روند کلی داستان لازم است، شانس کمی برای انتقال تاثیر احساسی مورد نظر این آشکارسازی وجود دارد. مسیر شیب دار تر از آن است که در یک قسمت بتوان از آن بالا رفت. برای جبران گیتیس و موفات بیننده را مستقیم به اوج روایت داستان منتقل می کنند و بعد در قعر آن رها می کنند. نتیجه اش، تصفیه حسابی با بزرگی قابل توجه است که به بیننده فرصت نمی دهد تغییر اساسی شرلوک را درک کند. 

IGN
اگرفصل دیگری از شرلوک در کار نباشد، "آخرین مسئله" پایان مناسبی برای نسخه ی موفات و مارک گیتیس بود. نه تنها چشمه ای از آنچه که شرلوک را شرلوک کرده است به ما نشان داد، بلکه او را در جایگاهی قوی تر، خوشحال تر قرار داد و همین طور نزدیکتر به شخصیتی که از اقتباس های دیگر می شناسیم. 

فصل چهار سفری پرتلاطم و پیچ در پیچ بود اما "آخرین مسئله" شتاب خوبی دارد و هدفمند است. وقتی به شرینفورد می رسند، این قسمت به وسیله ی چندین پازل که تبعاتش به تدریج سنگین تر می شود باعث درخشیدن شرلوک می شود اما مهم تر از همه و برای اولین بار در این فصل واتسون درست و حسابی در کنارش قرار دارد. علاوه بر این حضور مایکرافت - که در این فصل پررنگ تر شده - تازگی لذتبخشی به این سکانس ها اضافه می کند. 

AV Club
با این وجود، این همچنان سریال شرلوک است که اقتباس کلافه کننده اما اغلب هوشمندانه، از داستان هایی در مورد مردی کلافه کننده اما اغلب هوشمند است و افرادی که در زندگی اش هستند. اگر این آخرین هنرنمایی شان باشد، هیچ کس نباید بگوید که موفات و گیتیس کوتاهی کردند. با وجود عیب های متعدد و پایان نپخته اش "آخرین مسئله" محتوی بعضی از بهترین سکانس ها، تصویرسازی ها و بخش های از فیلم نامه است که با بهترین های همین سریال رقابت می کند.

Den of Geek
منطقی و قابل باور بودن مسئله ی اصلی نیستند. آن ها به ندرت مواد لازم سرگرمی هیجان آور هستند. حتی سرگرمی ای مانند این سریال که مضمون منطق وقابل باور بودن دارد. تغییر شکل سوپرمن در لباس کلارک کنت هرگز از جذابیت سوپرمن کم نکرده است. این قسمت سرگرم کننده بود. سرگرم کننده و دلهره آور با شتابی عالی و گیج کننده.  مثل برق و باد جلو رفت، نفسش را حبس کرد و دوباره با سرعت برق و باد جلو رفت، نفسش را کمی بیشتر حبس کرد تا وقتی که حس کردید از شدت سردرد غش خواهید کرد (وای، مالی!) و به اوجی پرسرو صدا پرتاب شد که هیچ چیز معنایی نداشت اما در آن لحظه حتی یک لحظه ی خسته کننده نگذشته بود. بنجامین کارون، کارگردان این قسمت قبلا مسئول چندین برنامه ی درن براون (شعبده باز) بوده است - که اگر این نکته را در نظر بگیریم گزینه ی مناسبی بوده برای این قسمت بوده است . 

Digital Spy
شاید نکته همین است. بله، پایان این قسمت کمی عجیب است و منطق این قسمت بعضاً سر جایش نیست اما مشکل است که "آخرین مسئله" را دید و تحت تاثیر قرار نگرفت... و اگر این قسمت بخواهد پیامی را منتقل کند این است که سریال شرلوک کمتر در مورد هوش است و بیشتر در مورد احساس. 


Collider
می توانم در جزئیات زیرتر "آخرین مسئله" دقیق شوم اما ترجیح می دم به یادشان نیاورم. با وجود لحظات طنزآمیز و کلاسیک سریال شرلوک این قسمت بی سر و ته بود. این باعث ناراحتی من می شود. هیجان برگشتن شرلوک تبدیل به نارضایتی این فصل شد که در آن شخصیت های منفی عالی هدر رفتند، شخصیت های عالی بدون تشریفات از میدان خارج شدند و خود سریال که انگار هر آنچه که باعث عالی بودنش شده بود از دست داده است. نقطه ی قوت شرلوک در بازیگران، شوخی های کلامی و جنایت های هوشمندانه ی آن است. وقتی برای اولین بار پخش شد، به واسطه ی جلوه های بصری که تماشایش لذت بخش بود خودش را از یک درام عادی جنایی بالا کشید تا زمانی که زمین گیر افسانه سازی خودش شد و بیش از حد کش پیدا کرد. در نهایت، آیا به دنبال سریالی نیستیم که ما را سرگرم کند و ما و شخصیت هایش را شکنجه نکند؟ آیا زیاده خواهی است؟

Flickering Myth
شان بروک در نقش یوروس بسیار خوب است، جذاب و پیچیده بدون آنکه کار خاصی انجام دهد یا نقش دیوانه را بازی کند. "آخرین مسئله" در یک کلام، در مورد رویارویی شرلوک با احساسات و توانایی احساس کردن و ارزیابی شان در مقابل استنتاج علمی و نبوغش است در مقابل برادری که آشکار از او باهوش تر است و خواهری که کاملا بدون احساسات است. او (یوروس) رقیب خوبی برای شرلوک است که او را تا مرز حواس پرتی کنجکاو می کند و به خصوص وقتی که هویت همدستش مشخص می شود. بروک همین طور در محیطی که کمی متن ویکتوریایی  دارد خوب عمل می کند - او زن دیوانه ایست که در آسایشگاه روانی امنی حبس شده است در حالی که مردان مشغول قهرمان شدن هستند. چقدر عجیب. شاید پادزهرش در احتمال این باشد که او ذهن متفکر انتقام موریارتی بوده است زمانی که مایکرافت اعتراف می کند که پنج سال پیش، پنج دقیقه ملاقات نظارت نشده بین یوروس و موریارتی به عنوان کادوی کریسمس او بوده است. 

ترجمه از بیکر استریت