به بیکر خوش آمدید!
[ ]
 
 
38 نکته ی جالب در مورد "آخرین مسئله" (بخش اول)
نظرات



منبع:Den of Geek

1. از بدیهیات شروع می کنیم. "آخرین مسئله" نوشته شده در 1893 میلادی، عنوان داستان کوتاه سر آرتور کانن دویل است که در آن شرلوک هلمز و پروفسور موریارتی در آبشار رایخنباخ به دیدار سرنوشت می روند. موریارتی با بازی اندرو اسکات چندین بار در "سقوط رایخنباخ"  قسمت آخر فصل دو به این عنوان اشاره می کند.

2. اولین صحنه ی "آخرین مسئله" مثل اولین صحنه ی عروس نفرت انگیز باز شدن چشم آبی رنگ است.



3. مغز یوروس آن قدر قدرتمند است که به خودش زحمت لوگو (سه شاخه و به شکل T انگلیسی) زدن برای هواپیمای قصر ذهنش را داده است. آیا اهمیت خاصی دارد؟



4. هواپیمای مسافرین بیهوش تصویری بود که در "رسوایی در بلگراویا"  قسمت اول فصل دو استفاده شد که در آن دولت انگلیس یک هواپیمای بدون خلبان که بنا بود مورد حمله ی تروریست ها قرار بگیرد را با جسد پر کرد تا بتوانند نظارت بر این گروه را ادامه دهند و از دادن تلفات جلوگیری کنند.



5. حتما همه متوجه شدند که نقاشی سبک تودور که در خانه ی اشرافی مایکرافت وجود داشت از خودش بود. این کار عالی از گروه طراحی صخنه و هنرمندان سریال است. اگر جای مارک گیتیس بودیم، تا فیلم برداری این سکانس تمام می شد، این نقاشی قشنگ در صندوق عقب ماشین مان می گذاشتیم.



6. علاقه ی مایکرافت به خانواده اش در این قسمت مشخص می شود نه تنها وقتی که به ویدیو خانگی شرلوک کوچک که او را در آغوش گرفته لبخند می زند بلکه همین طور به خاطر عکس قاب شده ی پدر و مادرشان که روی بوفه است.



7. "دختر کوچولوی وحشتناک" شرلوک لباس آبی پوشیده بود و موهاش در دو طرف جمع کرده بود. بله، این لباس ها یادآور دوقلو های فیلم "درخشش" (استنلی کوبریک) و شخصیت استر از فیلم "یتیم" (ژاومه کویت-سرا)  هستند اما همین طور یوروس در فلش بک های ساحل همین لباس را به تن دارد. لباس آبی، موهای جمع شده در دو طرف. حدس دقیق یا نمود آسیب روانی دوران کودکی؟



8. مارگ گیتیس چندین سال است که آشکار در مورد نقشه اش برای چتر شیک مایکرافت صحبت کرده است که محتوی شمشیری به سبک جان استید باشد و در "آخرین مسئله" بالاخره به آرزویش رسید. گیتیس در مورد وسیله ی نمادین مایکرافت می گوید: "در قسمت "پرونده ی صورتی" فقط برای این دلیل ازش استفاده کردیم که در اولین صحنه ی ملاقات مایکرافت و جان جذبه ی خوبی ایجاد کنیم. قصدم نبود یادآور جان استید باشم اما رسمیت خاصی داره - و مایکرافت هم همین طوره. بخش تاریک دولته و  طرفدار کراوات های طرح قدیم. فکر می کنم براش آرامش خاطر میاره. شایدم وقتی می خوابه می ذاره کنارش. این چتر از یه مغازه ی قدیمی کوچک عالی در خیابان آکسفورد جدیده تهیه شده. هنوز تبلیغ عصاهای چاقو دار و چوب های شمشیر دار می کنند اما متاسفانه دیگه اجازه ی آوردن جنس جدید رو ندارند."



9. خانه ی ماسگریو، خانه ی اجدادی خانواده ی هلمز الهام گرفته از داستان "ماجرای مراسم ماسگریو" کانن دویل چاپ سال 1893 است. (مایکرافت تعریف می کند که یوروس با "مراسم کوچیکش" که خواندن شعر رمزدار بود شرلوک را شکنجه می کرد). در داستان اصلی، چیستانی نسل به نسل در خانواده ای منتقل شده است و زمانی حل می شود که شرلوک هلمز دستورالعملش را دنبال می کند تا گنجی گم شده متعلق به جنگ داخلی انگلستان را کشف کند.

10. وقتی مایکرافت در توصف ماسگریو می گوید که همیشه "عسل برای چای بود" انگار به بخشی از شعر روپرت بروک که در سال 1912 نوشته شده اشاره دارد ("و آیا هنوز عسل برای چای هست؟") شعری که یک تبعیدی نوستالژیک برای انگلیس گذشته ها نوشته است. 

11. شاید عقلمان را از دست داده باشیم اما سنگ قبر پشت سر شرلوک جوان "برندا اسپنسر" همان قاتل تیراندازی دسته جمعی مدرسه در دهه ی 70 "که دوشنبه ها را دوست ندارد" نیست؟ یا اشاره هولناک به دختران خطرناک جوان است یا شماره ی چشممان بالا رفته است. احتمالا دومی.



12. موسیقی که خانم هادسون موقع جارو زدن گوش می کند؟ آهنگ The Number of the Beast گروه آیرن میدن. جالب است بدانید که هواپیمایی که شرلوک در آن به تبعید چهار دقیقه ایش در پایان آخرین عهدش رفت قرض گرفته از خواننده ی اصلی گروه آیرن میدن بروس دیکنسون بود. 

13. زندان جزیره ای مَستِر در قسمت "شیاطین دریایی" دکتر هو ممکن است الهام بخش شرینفورد بوده باشد اما دکور به نظر برگرفته از کن ادام، طراح صحنه ی فیلم های جیمز باند در فیلم های "دکتر نو" و "ماهپیمایی" است. (پیام های ویدیویی یوروس، همان طور که آنلاین به آن اشاره شده، ظاهراً کمی یادآور فیلم های "اَرّه" است. )



14. رالف اینسون نقش وینس، ملوانی که شرلوک، جان و مایکرافت بعد از پایین آمدن از هلی کوپتر به خدمت می گیرند را بازی می کند که نقش کریس فینچ در سریال قدیمی مارتین فریمن به نام "دفتر" را بازی می کرد.

15. قطعه ی باخی که یوروس شرلوک را از نواختنش منصرف می کند چون که "واضحه" متوجهش نمی شود، متعلق به شاکون تکنوازی ویولن است. وقتی که بهش دستور داده می شود آهنگ خودش را بنوازد، آهنگ "آن زن/ آیرین" را که در "رسوایی در بلگراویا" برای اولین بار شنیدیم می نوازد.

16. طراح صحنه ی شرلوک، آرول جونز علاقه ی خاصی به فیل ها دارد. اگر فصل چهار را مرور کنید همه جا هستند و در طرح ها و تزئینات دیده می شوند. اما فیل در اتاق "آخرین مسئله" کجاست؟ به اسم شرکتی که شیشه ی نامرئی زندان یوروس را تولید کرده است دقت کنید.



17. طرفداران قطعا متوجه حرف رمز "جواهرات واتیکان" شده اند وقتی که جان وقتی از طریق بی سیم به شرلوک هشدار می دهد که فرمانده ی شرینفورد جبهه عوض کرده است. در کتاب های اصلی این عبارت از داستان "هیولای بسکرویلز" دویل گرفته شده است که هلمز در مورد پرونده ای مرتبط با پاپ (رهبر کاتولیک ها) می گوید "بیش از حد مشغول جریان جواهرات واتیکان بوده است." این عبارت اولین بار در "رسوایی در بلگراویا" و بعد در "نشان سه" استفاده شد. 

18. مسئولان شرینفورد لباس های پرستاری زرد با لوگویی که ظاهرا شکل قلعه است به تن دارند. به عنوان پیژامه، اجناس خوبی برای فروش در فروشگاه رسمی بی بی سی هستند.



19.یا موریارتی یا یوروس علاقه مند به فیلم ها و سریال های فانتزی هستند. وقتی که فرمانده دستور قفل ورودی های شرینفورد را می دهد، پیام "هشدار قرمز" پخش می شود که می گوید "کلینگان ها به طبقه های پایینی حمله کردند (استار ترک)! همین طور کابوی ها با کلا های سیاه!دارث ویدر (جنگ ستارگان)!"

ترجمه از بیکر استریت




دوشنبه 4 بهمن 1395ساعت : 10:30| نویسنده : مهرناز
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
موریارتی چهارشنبه 6 بهمن 1395 19:25
تازه اونجا هم قضیه اصلی همش خانوادگیو برادرانه ست ( اینم یه شباهته دیگه )

خلاصه " سوپرلاك " یقینا میتركونه
مهرناز پاسخ داد:
موریارتی چهارشنبه 6 بهمن 1395 18:34
آره والا:دی
چهارشنبه 6 بهمن 1395 02:09
عالیه ولی من یه لرزشی به تنم افتاد بعد خوندشون:|
نمیدونم چرا ترسیدم:|
ولی واقعا عالی بودن مرسی
مهرناز پاسخ داد:
این قدر که بتونن به این همه چی اشاره کنند تو یه ساعت و نیم خیلی جالبه!
خواهش می کنم
موریارتی سه شنبه 5 بهمن 1395 23:56
آخه دم هواپیما هم شبیه همون T یه وری هست :دی رد بیرد رو به نظر من به خاطر این گفت چون میخواست توجه جیم رو جلب كنه ( كه در مورد شرلوك براش رازی داره ) و یا اینكه میخواسته از جریانات اتفاقاتی كه تو آخرین مساله اتفاق خواهند افتاد براش توضیخ بده ، باهاش مشورت كنه ، ولی واقعا تو سریال شرلوك به نظرم آدم نمیتونه بگه بعضی جاها دقیقا این اتفاق افتاد ...

و اینكه شرلوك تو این فصل مجبور شد استعاراً بره جهنمو برگرده به خاطر جان ... حالا سمو دین تو هر فصل چندین بار باید برن جهنمو برگردن ... هم استعاراً هم واقعا :دی ... كلا مفلوك و باحال ترینند

و اینكه میدونم دین هم عاشق چتر مایكرافت میشد بی بروبرگرد :دی
مهرناز پاسخ داد:
همه دنبال کراس اوور هولاکن باید دنبال دنبال کراس اوور شرلوکو سوپر نچرال باشن
حسن سه شنبه 5 بهمن 1395 22:04
لوگوی شرکت هواپیمایی طرح دم هواپیماست نه T
مهرناز پاسخ داد:
شبیه همن دیگه خب
Zahra.Sh سه شنبه 5 بهمن 1395 12:39
مرسی ازت بابت مطلب جالب
مهرناز ی سوال... چرا توی اون سکانس که جیم میاد یوروس رو ببینه اولین کلمه ای ک از زبون یوروس میاد بیرون اینه: (ردبیر)
جریان مال پنج سال پیشه... جیم درجریان دوست گمشده شرلوک بوده و یوروس باگفتن رد بیر موضوع دیدارشون رو مطرح کرده و یا موریارتی ربطی به ویکتور یا همون ردبیر داره؟...
شاید بگی خب بچگی های شرلوک چ ربطی ب جیم داره؟ باید یاد اوری کرد جیم از خیلی وقت پیش شرلوک رو میشناسه جریان کارل پاورز رو یادته همون شناگر پاگنده؟ که شرلوک اولین بار با ماجرای معمایش با غیب شدن کارل رو به رو شد اونم چون کفشاش نبود.. و حالا بعد از چندین سال احتمالا جیم با کفشای کارل برمیگرده و توی ی سکانس هم میگه همیشه از کارل بدش میومده.
این نشون میده که جیم از خیلی خیلی وقت پیش شرلوک رو میشناخته پس بی ربط هم نیس ک جریان رد بیر رو میدونسته اما چ دخالتی توش داشته معلوم نیس ینی میشه که جیم همون ویکتور باشه و استخون های توی چاه مال ی بچه دیگه باشن؟ والا بعید میدونم اما پس چیه این ارتباط؟؟؟
مهرناز پاسخ داد:
تئوری جالبیه نمی تونم ردش کنم ولی خب از یه طرفم نمی دونم اگه بخوان داستانو ادامه بدن همچین مسیری رو انتخاب کنند چون موریارتی مرده و گذشته ش چیزی رو در حال حاضر تغییر نمی ده. مگه اینکه خواهری، برادری، بچه ای، همسری ازش مونده باشه



تازه موریارتی می تونسه قضیه ی کارل رو از یوروس فهمیده باشه و برای جلب توجه شرلوک ازش استفاده کرده باشه.
چکامه سه شنبه 5 بهمن 1395 12:03
خیلی خوب بود. ممنونم.
خیلی دلم میخواد تموم نشه. یعنی میشه تموم نشه فعلا؟
پایان خیلی کاملی داشت این فصل که باعث میشه به این سوال خودم جواب منفی بدم.
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم.

ما به هر حال که باید دو سال منتظر می موندیم همیشه. فکر می کنم حداقل باید یک سال بگذره تا برنامه هاشون مشخص شه و بتونن جواب قطعی تری بهمون بدن
موریارتی سه شنبه 5 بهمن 1395 03:08
من یاد مرتل گریان تو هری پاتر افتادم و همینطور روح های سرگردون تو سریال سوپر نچرال كه دینو سم بدبخت هرچی میكشن تموم نمیشن : (
مهرناز پاسخ داد:
سوپرنچرال نمی بینم ولی دورادور تعریفشو شنیدم که چه بلاهایی سر شخصیتاش میاره
سارا دوشنبه 4 بهمن 1395 23:20
جالب بود
بچه ها مچکریم
اتفاقا منم اون قسمتی ک مایکرافت دختربچه رو توی خونش با اون لباس آبی دید،رو دیدم یاد فیلم درخشش افتادم!!!! عجب !!!!
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم

من از فیلم ترسناک فراریم ولی این فیلم ها اون قدر معروف هستن که حتی اگه ندیده باشیمم در موردشون شنیدیم. نمی دونم کی بود ولی یادمه چند هفته پیش گفته بود شاید بخوان از فیلم "اره" ایده بگیرن! پیداش کنم تشویقش کنیم
دوشنبه 4 بهمن 1395 20:47
نکات جالبی بودن ممنون از ترجمه .
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم
rend دوشنبه 4 بهمن 1395 16:30
مسخره کردن داستان حضرت مسیح نقدی برش ندیدید؟ خر گرسنه و...؟
مهرناز پاسخ داد:
این منبع چیزی ننوشته بود
rend دوشنبه 4 بهمن 1395 16:26
جالبه که فروش سلاح مخفی آزاده مخصوصا که تفنگم داره چتره!!!
مهرناز پاسخ داد:
rend دوشنبه 4 بهمن 1395 16:22
19 موریارتی علاقه داره تو سقوط رایشنباخ به قصه های پریان ، شاه آرتور ، هانسل و گرتل و .. اشاره میکنه
مهرناز پاسخ داد:
یوروس هم اونجا در مورد خوبی و بدی صحبت می کنه به قصه های پریان اشاره می کنه.
موریارتی دوشنبه 4 بهمن 1395 16:20
منم از این عصاهااا

ارزشش تو دنیای واقعی = ارزش آبَر چوبدستی تو دنیای هری

ممنون از ترجمه
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم


واقعا هم بهش جذبه می ده اون چترش
Lenge دوشنبه 4 بهمن 1395 15:40
Mercc
Kheili jaleb bod
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم
E دوشنبه 4 بهمن 1395 13:54
خیلی خوب بودن مخصوصا شماره 16 مرررررسی برای ترجمه
دست تون درد نكنه.
مهرناز پاسخ داد:
Mohsen_SH دوشنبه 4 بهمن 1395 12:58
عالی بود،مرسی
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم
نیما دوشنبه 4 بهمن 1395 11:29
یه نکته جالب که دوست دارم بهش اشاره کنم شاید کسی زیاد بهش دقت نکرد اینه که تو قسمت کاراگاه دروغگو اونجایی که با یوروس (که اونموقع شرلوک فکر میکنه فیث هست)روی نیمکته و حالش بد میشه کنار نرده ها یتصویر یه اسلحه رو میبینیم و یک هواپیما (یوروس خودش رو توی هواپیما تصور میکرد) و بعدش شرلوک یاد بچگیش میافته و یه لحظه سگ (در نظر شرلوک ردبیرد) رو میبینه و صدای بچگی یوروس که داره همون شعر رو میخونه رو میشنویم انگار که باوجودی که نمیدونست اون زن یوروسه اما ناخوداگاهش شروع کرد به بیاد اوردن
مهرناز پاسخ داد:
درسته، جالبه که چطوری برامون کم کم نشونه گذاشتن!
Serenita دوشنبه 4 بهمن 1395 10:51
همون قدر که جان خسته نمی شه از تمجید شرلوک... من هم خسته نمی شم از اینکه بگم معرکه این و مطالبی رو همیشه می ذارین که جذابه نه حواشی خسته کننده

یه نکته خیلی واضح: قطعه باخی که شرلوک شروع به نواختنش می کنه همونیه که در سقوط رایخنباخ هنگام ورود موریارتی به 221 بی می نوازه

ایده قطع شدن صدای ویولون به منظور متوجه حضور دیگری شدن از یکی از فیلم های قدیمی شرلوک هلمز با بازی رثبورن برداشته شده
که ما در رایخنباخ و مسئله نهایی ادای دینی به اون صحنه رو داریم.
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم. خدا رو شکر این قدر سریال مطلب برای بررسی کردن داره که درگیر حاشیه ها نشد.
سامان دوشنبه 4 بهمن 1395 10:46
جالب بود.
دلم برای این سریال تنگ میشه.
مهرناز پاسخ داد:
خیلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
مدیریت
طراح لوگو
نویسندگان
نویسندگان بازنشسته
دیگر موارد


Hit Counter


Instagram