تبلیغات
شرلوک هلمز ساکن ۲۲۱ بی خیابان بیکر - ترجمه ی مصاحبه با بندیکت کامبربچ و سو ورتو در یونان
[ ]
 
 
ترجمه ی مصاحبه با بندیکت کامبربچ و سو ورتو در یونان
نظرات

چطور برای اولین بار به پرژه ی "شرلوک" پیوستید؟

سو: با کمک استیون موفات که همسرمه و مارک گیتیس.تو قطار در مسیر کاردیف بودند که بحث به دکتر هو کشیده شد و اینکه اگه این سریال نبود چه کار دیگه ای می تونستند بسازند. و همیشه هم در مورد شرلوک هلمز با هم حرف می زندند. حرفشون این بود که روزی نسخه ی مدرن شرلوک ساخته می شه و اون ها می خواستن سازنده های این اقتباس مدرن باشند. استیون هر وقت می اومد خونه با من در مورد این فکرشون صحبت می کرد و منم همیشه ازش حمایت می کردم و بهش می گفتم که از پسش برمیاد. وقتی زمانش رسید، همون یه فیلم نامه بود که بی بی سی به راحتی قبولش کرد. ما فقط کار رو ارائه دادیم و همون لحظه قبولش کردند.

 استیون موفات که در تهیه ی سریال دکتر هو (که نسخه ی جدید یه شخصیت قدیمیه) دست داره و همین طور نسخه ی جکیل و البته شرلوک رو مدرن سازی کرده. به نظرشما رمز استعدادش در بازسازی شخصیت ها برای بیننده های مدرن چیه؟

بندیکت: اینکه خود شخصیت ها و متون اصلی رو دوست داره. و این دلدادگیش در کنار صداقت ستودنی اش، باعث ایجاد نوشته های هوشمند، با طنز عالی، شخصیت پردازی عمیق و درام برگرفته از حقیقت می شه. ترکیب جذابی که بشه کاری رو با ظرافت انجام داد بدون اینکه خیلی محتاتانه باهاش برخورد بشه. چون که در این صورت می شه....

(*تلفن زنگ می خوره)

سو: تلفنه من مثل اینکه

بندیکت: ممکنه استیون باشه.

سو: بذار از اونم بپرسیم!

اولین برخوردتون با شرلوک هلمز کجا بود؟

سو: با ایشون؟ (به بندیکت اشاره می کنه)

ترجیحا در ادبیات!

سو: (می خندد) من خیلی کتابخون نیستم. بندیکت بیشتر از من کتاب خونده.

بندیکت: من همشون رو خوندم!

حتی قبل از شروع سریال؟

بندیکت: نه. راستـــــش...خب، بیشترش رو آره. قبلش خونده بودم ولی نه با شور و نوستالژی. بچه که بودم طرفدار پر و پا قرص چیزی نبودم و از کنارشون رد می شدم. از اون بچه هایی نبودم که مثلا تمام کتاب های ارباب حلقه رو خونده و خورده بودند. اتفاقی هابیت رو همزمان با بیشتر کتاب های شرلوک هلمز خوندم.

یادم میاد که چند تا از قسمت های سری دهه ی 80 با بازی جرمی برت رو نگاه می کردم. روی من اثر داشته ولی وقتی به مجموعه پیوستم با ذوق و شوق بیشتری شرلوک هلمز رو دنبال کردم. و به جای الهام گرفتن از یه نسخه ی دیگه، کتاب هاش رو خوندم که بنیان شخصیت رو درک کنم. بهترین نمونه برای درک این شخصیت از طریق کتاب هاشه چرا که از مشاهدات دکتر واتسون ( با اینکه بهش خرده گرفته می شه) نوشته شده. قطعا با شخصیت شرلوک ، جوش، فیزیولوژی، ذهن نا آرام، تغییرات آنی روحی و روانی، وابستگی ها، امیال، خوشحالی ها، عدم فعالیت ها، خنده ی تمسخر آمیز، بیداری ها، بد اخلاقی ها و خوش اخلاقی هاش آشنایی داره. مسائل زیادی وجود داره که راجع بهشون اظهار عقیده کنه. پس کاملترین تحقیق ممکن برام همین بود.

قبل از اون یادم میاد وقتی تو خونه جرمی برت تماشا می کردم و مادرم می گفت که می شناستش. مادرم بازیگر بود و شخصا می شناختش. از اون لحاظ می تونم بگم که  به جای خوندن داستان ها از طرف مادرم به شرلوک هلمز ربط دارم.

صحبت از نسخه ی برت شد. نسخه های خیلی زیادی از شرلوک هست!

سو: فکر کنم 70 تا؟

بندیکت: فکر می کنم رابرت داونی جونیر 75 امیش بود ولی خیلیند! تو کتاب رکورد گینس هست. مطمئن نیستم! (این حرف با صدای بلند رو در حالی می زنه که صورتش رو سمت دستگاه ضبط صوت گرفته) اینو رو برای مارک گفتم چون که ازون شنیدم. ولی آره، احتمالا تنها شخصیتیه که بیشتر از بقیه به تصویر کشیده شده.

چطوری با این مسئله برخورد می کنید؟ چطوری از خودتون برای نقش مایه می ذارید؟

بندیکت: شباهت زیادی به هملت داره. فقط باید باور کنی که افراد زیادی این نقش رو برعهده داشتند که به این معنیه که هر بازیگری نوآوری خودش رو داشته. همیشه فضا برای چیز های متفاوت وجود داره و اون چیزی که شخصیت من دیدین. همین طور این یکی محیطش فرق می کنه چرا که داستان در دنیای مدرن پیاده شده.

ولی اگر نوآوری شما نبود این قدر موثر نبود.

بندیکت: نه.

سو: ولی ترس فایده نداره. درسته؟

بندیکت: بله. باید به اندازه ای که فیلم نامه جرات کرده ما هم جرات داشته باشیم. باید تصمیم نهایی رو گرفت. می دونید، من از هر سه نفرشون درس گرفتم. از سو درس مدیریت و از استیون و مارک خالقان این اثر هم همین طور. همین طور از پل کارگردانی که مشاور تصویر سازی هم بود. و همین طور بقیه ی دست اندرکاران و افرادی که در کنارشون بازی می کنم. مارتین...و....و....(مکث می کنه، نمی دونه چی بگه، سرش رو بلند می کنه و لبخند می زنه). راستش فقط مارتین. هیچ بشر دیگه ای تو این سریال نیست! (می خنده) ببخشید. تعطیلات بودم.

سو: همه ی افراد گروه مهمند!

بندیکت: بله. و باید مثل فیلم نامه ها شجاع و خلاق بود.

مدرن سازی کدام یک از شش قسمت از بقیه سخت تر بود؟

سو: احتمالا "سگ های بسکرویل"

بندیکت: مدرن سازی این داستان خیلی سخته چرا که...

سو: سر و ته نداره!

بندیکت: و اینکه هلمز دو سوم از داستان حضور نداره و یه دفعه با لباس مبدل تو سرد خونه ظاهر می شه و می گه "پخ"

سو: که به سریالی مثل شرلوک ما نمی خوره.

بندیکت: آره و نه. سخت بود که فقط با حضور واتسون از صفر شروع کنیم. ولی چطور داستانی که ژانر گوتیکه رو می شه مدرن سازی کرد؟ یه سگ غول آسا...نمی دونم. خیلی مسئولیت سنگینیه.

ساختار سریال چطوری شکل گرفت؟ هر سری با سه قسمت؟

سو: سه قسمت 90 دقیقه ای! اولش قرار بود یک ساعتی باشه. ولی قسمت صفر رو ضبط کردیم و ازش خوششون اومد (بی بی سی) و تصمیم گرفتند که با 90 دقیقه می تونه مخاطب بیشتری رو جلب کنه. و ما هم این طوری ادامه دادیم. و سه تا قسمت هم به خاطر اینه که دسترسی به بازیگر هامون همیشه مقدور نیست. فکر می کنم بی بی سی بدش نیاد قسمت های بیشتری بسازیم ولی برای همین سه قسمتم چهار ماه وقت می خواییم.

و قسمت های بی هدف حذف می شند خود به خود. درسته؟ منظورم اینکه که سریال های جنایی رویه ای مثل المنتری دیدگاه دیگه ای دارن....

بندیکت: بله

ولی این طوری نصف سری به درد نمی خوره..

سو: بله.

بندیکت: هر لحظه از قسمت های سریال ما ارزشمندند فکر کنم. ما افسانه ها و داستان های خودمون رو می سازیم که در طی سری برملا می شوند وکار این طوری قوی تره.

سو: و از دست قسمت سخت چهارم هم خلاص می شیم. قسمت های چهارم همیشه برام مشکل بودند.

بندیکت: بله. درست می گید. سریال ما رویه ای نیست و من از این بابت خوشحالم. نه به خاطر اینکه فقط از 3 ماه ازمون وقت می گیره بلکه به خاطر اینکه یه جورایی کیفیتشون رو تضمین می کنه. نه کاملا ولی می دونید، دنیایی که ما می سازیم از زمانی که در اون ساخته می شه مهم تره.

آیا تعداد طرفدارهایی که در این مدت کوتاه پیدا کردید شگفت زدتون کرده؟

سو: بله. خیلی زیاد.

بندیکت: (در حال خندیدن): توضیح بده!

بله، توضیح بدید.

بندیکت: (می خندد) نمی تونیم. قطعا با شخصیت مهمی طرفیم وهمین طور مربوط به اینکه از همون ابزار مدرنیه که طرفدارامون با بالا تر از سرعت نور یا همون اینترنت بهش دسترسی و علاقه دارند. شبی که در بی بی سی انگلستان برای بار اول پخش شد همین اتفاق افتاد.

اینکه از شبکه های اجتماعی استفاده می کنه خیلی موثره. او به جای دفتر خاطرات وبلاگ داره. استفاده اش از تکلنولژی دقیق به نظر میاد. او یه اسطوره شناسی مدرن برای خودش داره که برگرفته از همون ساختار هاییه که طرفدارامون استفاده می کنند. در مورد نقاشی هایی هم که وجود دارند شاید به خاطر اینه که هر دفعه سه قسمت پخش می کنیم و یک سال و نیم فاصله بین هر سریه... چی می تونم بگم...حوصله شون سر می ره و ازین کار های عجیب غریب می کنند. بعضی از این نقاشی های رو که می بینم با خودم فکر می کنم که این یک سال و نیم خیلی بی کار بودم! (می خنده) ولی نه، ما طرفدارهای با استعدادی داریم چون که ما رو درک می کنند. تا مرز های اغراق هم پیش می رند.

نصف تامبلر...

بندیکت: درگیره شرلوک هلمزه؟

بله. شما یه جورایی ستاره ی دوران تامبلر هستید در کنار تام هیلدستون.

(هر دو می خندند)

بندیکت: بله. شرمنده ی مردم دنیام. ولی می دونید...

سو: فکر می کردیم یه سریال با طرفدارای محدود باشیم.

بندیکت: بله و به خاطر سمبلیک بودن قهرمانش. ولی در مورد این اتفاق  در حال حاظر فقط چند تا نظریه دارم. یکیش اینه که به شبکه های اجتماعی ربط داره. بی ربط نیست که طرفدارها از همون ابزاری که اون استفاده می کنه بهره می برند. بنابراین مردم علاقه ی بزرگتر و عمومی تری پیدا کردند که سریع تر و مستقیم تر عمل می کنه. فرهنگ OMG LOL (فرم های کوتاه شده ی کلمات که در اس ام اس استفاده می کنند) همه گیر شده و همین طور همه ی احساسات...یا بهتره بگم دل خون شدن ها؟( all the feels- این عبارت مخصوص اینترنته وطرفداهای شرلوک تو تامبلر هم زیاد ازش استفاده می کنند مخصوصا برای اون صحنه ی آخر شرلوک و جان. اینکه بندیکت این اصطلاح می دونه خیلی بامزه است!)

بله، بله، دل خون شدن ها!

بندیکت: فکر می کنم منطقی باشه که مردم احساس کردن به گروهی وابسته به یه شخصیت تعلق دارند. عالیه. همین طور طرفدارهایی رو دوست دارم که یکشنبه شب پای تلویزیون انتظار قسمت های سری جدید رو می کشند که امیدوارم تا پایان سال 2013 حاضر بشند.همین رو می خوام. همه ی نسل ها. و حتی اون افرادی که علاقه ای به کامپیوتر و دسترسی به اینترنت ندارند. همین طور افرادی که نظرشون رو در مورد شال جدیدی که تو این سری می پوشم توییت می کنند. می خوام همه ازش لذت ببرند. یه چیزی داره سریال که نسل های مختلف رو جذب می کنه. این طور نیست؟ اینکه مادربزرگ ها می تونند در کنار نوه هاشون سریال رو تماشا کنند.

سو: به خاطر همین تو انگلیس این قدر معروف شد. همه می گفتند که تنها سریالی بود که با نوجوون هاشون تماشا می کردند. می دونی چی می گم، خانواده دور هم جمع می شدند و دوباره تلویزیون تماشا می کردند. مثل دکتر هو

بندیکت: بله. همه برای افرادیه که دنبال عوامل زیبایی شناسی منفی هستند و هم برای بچه ها. عاشقشم. وقتی می بینی که افراد از نسل های مختلف چهار چشمی به تلویزیون خیره شدند می فهمی که کارت رو درست انجام دادی در حالی که به کتاب ها وفادار موندی. برای عموم مردم بیدار کننده بوده چرا که بزرگسالانی که بودند کتاب ها رو برای بچه هاشون خوندند یا اینکه بعد از سال ها دوباره به کتاب ها برگشتند یا بچه هایی که برای اولین بار می خوننشون. خیلی ذوق زده شده بودم وقتی فهمیدم مردم برای خرید کتاب های آرتور کانن دویل به کتاب فروشی ها رفته بودند. کارمون رو درست انجام دادیم و من خیلی از این بابت خوشحالم.

از شرلوک چیزی به ارث بردید؟

بندیکت: مادرم می گه کم طاقت تر شدم! احتمالا راست می گه. شرلوک همیشه عجله داره. گاهی وقت ها تاسف باره. ولی اون چیزی که دوست دارم ازش یاد بگیرم تمرکزشه. اینکه چطور روی جزئیات و جدیت کارش تمرکز می کنه. گاهی اوقات فکر می کنم بازی نقش شرلوک مثل اینه که هر روز جدول کلمات حل کنی. ذهنم باز و حافظه ام تقویت می شه. انگار که به ذهنم ورزش می دم. اینم ارث منه از شرلوک.

هر دفعه که فیلم نامه ی جدید به دستتون می رسه چه حسی داری؟

بندیکت: همیشه با اضطراب انتظار می کشم و تا به دستم می رسه با مارتین اس ام اس بازی می کنم. مثل کریسمس می مونه! به خاطر اینکه ما هم مثل این ها (با سر به موبایلش اشاره می کنه) طرفدارهای سریال هستیم. (می خنده)

سو: بله، همه ما به سریال علاقه ی زیادی داریم.

الان هم در شرلوک هلمز، استار ترک و هابیت  بازی کردید ...

بندیکت: طوفان خوره های کتاب و فیلم! البته از قبل قرارداد نبسته بودم با دو تای دومی. پیتر جکسون که خوره ی کتابه طرفدار شرلوک هم هست. من و مارتین هر دو تو فیلم هستیم. جی جی ابرامز هم طرفدار سریاله. هول کرده بود سر اینکه نقش منفی فیلم جدید استار ترک رو به که بده و لیندنهاف (نویسنده ی استار ترک) می گه " نظرت در مورد این چیه؟" و جی جی با هول ادامه می ده "نمی دونم، دنبال یه آدم جدید، مدرن، تاریک می گردم. کسی که همه کار ازش بر بیاد!" (کامبربچ بی نقص صدای نگران و وحشت زده ی ابرامز رو تقلید می کنه) و بعد لیندنهاف می گه "بله.. این چطوره؟" اونم جواب مثبت می ده. همه این ها رو مدیون شرلوکم ولی بازی در شرلوک رو مدیون جو رایت هستم چرا که اون ها (به سو اشاره می کنه) مشغول تماشای فیلم "تاوان" بودند و استیون ظاهر فردی که می خواست نقش شرلوک رو بازی کنه توصیف می کرده و سو به صفحه اشاره می کنه و می گه " این پسره چطوره؟" و حدس می زنم این رویه ی کار از شاخه به شاخه است.

این طوری نقش رو گرفتید؟

بندیکت: بله. در تست بازیگری دو صحنه رو اجرا کردم ولی فکر کنم تصمیم توافقی بوده.

سو: بله، اون زمانم بی بی سی اصرار داشت که حداقل سه نفر رو برای نقش اعلام کنیم حتی اگه فرد خاصی رو در نظر داشتیم. این کار رو اصلا نکردیم و فقط بهشون گفتیم شرلوک ما اینه.

و آخرین سوال برای سو.

سو: نمی گم دکتر بعدی کیه! (می خنده)

حیف! ولی می خواستم در مورد سریال Coupling ازتون بپرسم. یکی از کمدی های مورد علاقه ی منه. از اون روز ها چه خاطره ای داری؟

سو: دفعه ی قبل که یونان بودم نسخه ی یونانی سریال داشت ضبط می شد ولی ندیدمش. می دونی نکته ی جالب چیه؟ نقش مادر شخصیت من تو این سریال رو مادر تو بازی می کرد (به کامبربچ نگاه می کنه).

بندیکت: مادرم تو این سریال بازی کرده!

سو: آره.  نقش مادر سوزان رو مادر بندیکت بازی کرده. اولین بار اون جا همدیگه رو دیدم، درسته؟

بندیکت: آره. تو استودیو بود بعد از ضیط. با همشون آشنا شدم. دنیا کوچیکه، مگه نه؟

 

 منبع

ترجمه از مهرناز

(مصاحبه به یونانی نوشته شده و ترجمه از روی ترجمه ی انگلیسی این متن صورت گرفته)



جمعه 7 تیر 1392ساعت : 06:34| نویسنده : مهرناز
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مریم دوشنبه 1 شهریور 1395 02:15
سلام . خیلی ممنونم از این سایت خوبتون دیگه نیاز نیست فیلمش رو ببینم.مرسی از ترجمه ی خوبتون
مهرناز پاسخ داد:
سلام

ممنون از لطفتون. خوشحالیم خوشتون اومده
ghazale پنجشنبه 11 مهر 1392 23:01
آقا خیلی باحال بود کسی خبر نداره قسمت بعدیش کی پخش میشه؟من و آبجیم هنوز تو کفیم چطور زنده موند شما نظریه ای ندارین
پ ن.موهای فرفری خیلی بهش میاد
مهرناز پاسخ داد:
هنوز تاریخ رسمیش اعلام نشده ولی می گن طرفهای کریسمس. من خودم ترجیح می دم منتظر سریال شم تا نظریه بدم.
موهای فرفری خیلی بهش میاد. حیف که خودش موافق نیست
شرلوک هلمز دوشنبه 10 تیر 1392 00:36
فک کنم این طبیعی ترین حالتشه نه!!!

http://www.iranvij.ir/upload/farvardin92/46524323691198705237.jpg

هم فرفریه هم حنایی
مهرناز پاسخ داد:
بندیکت مو حنایی و مو فرفری را دوست می داریم. :)
فرشته یکشنبه 9 تیر 1392 01:56
مستند ونگوگ همونیه كه یه سر به مدرسه ی محل تحصیلش میزنه بعد عكسهای دست جمعیش رو با شاگردها نشون میده؟
راستی شما از تئاتر های بنی فیلمی چیزی دارین؟ من خودم عاشق تئاترم خیلی دوست دارم ببینم بن در تئاتر چه جوری بازی میكنه
من یه ویدئو دیدم از تئاتر ژان دوژاردن همون بازیگر فیلم ارتیست ولی هرچی دنبال تئاتر بنی گشتم چیزی پیدا نكردم
مهرناز پاسخ داد:
نه، اون مستند زندگی نامه ی "ترانس راتیگان" ه ولی اون جا هم رنگ موهای خودشه :)
فرانکنشتاین هست که خودمم ندیدم (خیلی دوست دارم منم تو تئاتر ببینمش) ولی می گن خیلی کیفیتش بده :( فکر کنم یه نمونه دیگه هست turning point که نمایشیه با مضمون سیاسی. اگه پیداش کردم خبر می دم.
هلن یکشنبه 9 تیر 1392 01:42
مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم هلن جان :)
Genius یکشنبه 9 تیر 1392 01:21
Quait Nice,thank you very much.
مهرناز پاسخ داد:
you are most welcome.
سارا شنبه 8 تیر 1392 23:47
سلام مهرناز جونم:**
عزیزم اگه میشه اون پست چركنویس منو نگاه كن ،نظرتو بم بگو:)
مهرناز پاسخ داد:
سلام سارا! ولکام بک! :*** خوشحالم برگشتی. :)

خیلی ایده ی خوبیه و 100 در صد موافقم باهاش.
Hedi شنبه 8 تیر 1392 23:41
مهرناز..... من نمیدونستم موهای واقعی بندیکت فرفریه،
اتفاقا به نظر من هم موهای بلند و فرفری بیشتر بهش میاد، چرا اینقدر اعتماد به نفسش کمه این بچه!!!!! حیف نیست موهاشو مثل کانگسترها صاف میچسبونه به فرق سرش
مهرناز پاسخ داد:
نمی ذاره که این موهاش فرفری باشه. در کنار دستبند باید به موهاشم گیر بدیم. :))))) اون همه ژل رو سرش خالی می کنه با این موهای بلند اصلا بهش نمیاد. :))))
کیمیا01 شنبه 8 تیر 1392 19:46
من یه بار به این حالت به برادر گرام گفتم میتونی یه فیلمی رو واسم گیر بیاری؟ فقط همین یه دونه: third star
ولی نشد که نشد. آرزو به دل موندم
مهرناز پاسخ داد:
:( ولی من تلاش می کنم آرزو به دل نمونی کیمیا. :)
asi شنبه 8 تیر 1392 19:33
من خیلی دنبال مستند ونگوگش گشتم ولی نبود نا امید شدم ول کردم . میتونی پیدا کنی بذاری ؟ البته یکی نیست توی این وبلاگ منو به ارزوم برسونه من تقریبا از اول تاسیس این خونه دارم میگم یکی لینک فیلمای بن رو بذاره مثل سومین ستاره و ... که البته هیشکی نذاشت . اگه تو میتونی بذار نمیتونی هم که هیچی .
البته من خودم کلی گشتم ها .... لامصب نیست.
مهرناز پاسخ داد:
:) اون مستند ون گوگ خیلی خوبه! خودشه و دوربین. به نظرم حس نامه های ون گوگ رو تو حرکاتش خیلی خوب نشون داده.

ببینم چه کاری از دستم برمیاد. :)

*ایمیلتم چک کن asi
فرشته شنبه 8 تیر 1392 16:50
این موهای فرفری واقعا سنش رو میاره پایین شبیه این baby face ها میشه
من اولین بار كه شرلوك رو دیدم فكركردم بیست و خورده ای سالشه این كه سنش بیاد پایین كه خیلی خوبه چرا دوست نداره؟
راستی توی شرلوك دیگه موهاشو فر نمیكنن؟ منظورم اینه كه علاوه بر اینكه موهای خودش مجعده برای شرلوك بازم موهاش رو فر میكنن یا نه؟
در ضمن من نمیدونم رنگ موهاش و چشماش دقیقا چه رنگیه؟ یه جا موهاش مشكیه یه جا قهوه ای تیره یه جا قهوه ای روشن یه جا طلایی یه جا زرد ولی مشكی روشن خرمایی بهش خیلی میاد
چشماش هم كه یه جا سبزه یه جا آبی كم رنگ یه جا كاملا بی رنگ
مهرناز پاسخ داد:
باید از خودش پرسید. من از روی حرف و حدس و گمان های بقیه رو دارم می گم که موهای فرفری شو دوست نداره. موهاشو بازم برای شرلوک فر می کنند که چون تو فیلم فر ها مشخص تر باشند. فکر می کنم چند وقت پیش کسی که مسئول مو هاشه گفته بود تقریبا 40 دقیقه برای موهاش + گریم وقت می ذارن.
رنگ موهاش auburn می شه به انگلیسی یعنی قرمز تیره. شاید معادل فارسی داشته باشه ولی من نمی دونم :(. اگه اون مستند ون گوگ ش رو دیده باشی همون رنگ اصلی موهاشه. رنگ چشم هاش هم بستگی به نوری که بهشون می افته تغییر می کنه. چشم هاش یه وضعیتی دارند به اسم heterochromia (مریضی نیست ولی) و چشم های جیمز مک آوی همین طوریند . هر کدوم از چشم هاش ترکیب مختلفی از رنگ های سبز و آبی و طلایی هستند(از آی ام دی بی ترجمه کردم) :)
sara-sh شنبه 8 تیر 1392 15:57
عاغا ب نظر من موهای آسفالت شده اش باحال تره. اگه کج بزنه نه رو به بالا.خخخخ
مهرناز پاسخ داد:
اون مدل مو وقتی موهاش کوتاهه بهش میاد ولی من بازم موهای فرفری شو ترجیح می دم. :)))
mـo شنبه 8 تیر 1392 15:55
همه ی مطالبتون مثل این یکی باحالن مرسی
مهرناز پاسخ داد:
لطف دارین و خواهش می کنم :)
شرلوک هلمز شنبه 8 تیر 1392 12:07
چرا موهای فرفری رو دوس نداره ؟!
اتفاقا بهش میاد بهتر از اون موهای آسفالت شده هستش :\

چه چیزا ! موهای فرفری با نمکش می کنه واسه همینم موهای خودش فرفری وگرنه آسفالت شده میشد !
مهرناز پاسخ داد:
نمی دونم والا. به خاطر این می گن که گویا تا شرلوک تموم می شه می ره مو هاشو کوتاه می کنه. تو این مدتم که دیدی بیشتر با ژل فر ها رو جمع و جور کرده بود :(

منم موهای فرفریش رو بیشتر دوست دارم چون سنش رو 10 سال میاره پایین. شاید دوست نداره سنش بیاد پایین.
فرشته شنبه 8 تیر 1392 02:39
برنزه و موهای مجعد به شدت بهش میاد
مهرناز پاسخ داد:
خیلی! :) حیف که مو های فرفری شو دوست نداره :(
شرلوک هلمز جمعه 7 تیر 1392 23:00
ممنون مهرناز :)
سارا چه خبر :) بابا مردیم از استرس
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم :)

امیدوارم امتحانش رو خوب داده باشه و زودی برگرده که دلمون تنگ شده براش :)
Hedi جمعه 7 تیر 1392 14:28
مهرناز جان، عالی عالی عااااااااالییییییییی، دستت درد نکنه ،
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم هدی جان :* :)
نفس جمعه 7 تیر 1392 14:27
نظر پایینی مال من بود!
جمعه 7 تیر 1392 14:26
خیلی هم عالی! ممنون!
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم :)
کیمیا01 جمعه 7 تیر 1392 12:56
مهرناز تو فوق العاده ای. اصلا نمیدونم چی بگم. ممنون... . خیلی خوب ود.

all the feels خخخ! آره

مجریه نصف تامبلرو خوب اومد
مهرناز پاسخ داد:
*مهرناز سرخ و سفید می شود* خجالت می دی کیمیا :*. خوشحالم دوستش داشتی. بندیکت فوق العاده است که ترجمه ی حرف هاش این قدر خوب درمیاد. دوست دارم ساعت ها به حرف هاش گوش بدم به خاطر اینکه خیلی باهوشه و هر مصاحبه ای که می کنه جذابیت خودش رو داره. دوست داشتم بقیه هم این مصاحبه رو بخونند. :)

خوشم میاد با اینکه خودش تو شبکه های اجتماعی نیست ولی از همه چی خبر داره :))))
ساها جمعه 7 تیر 1392 12:26
دستتون درد نکنه! ترجمه عالی ای بود مهرناز خانم تشکر
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم. خوشحالم خوشتون اومده. :)
asi جمعه 7 تیر 1392 11:45
یعنی لنگه نداری مهرناز .....

من فکر می کردم فقط ما از دست این پسر شیطون داریم می کشیم نگو کل دنیا رو عاجز کرده
مهرناز پاسخ داد:
لطف داری asi. :)

آره. مامانش تو یه مصاحبه گفته که بچگی خیلی شر بوده (شر به معنای شیطون نه مخرب) و تو مدرسه از دستش عاصی بودند. انرژیش زیاد بوده و سر کلاس نمی تونسته تمرکز کنه. ولی مامانش می گه بچه ی خوبی بوده چون شب ها سر وقت می خوابیده و صبح ها هم خودش بیدار می شده. :)
الهام جمعه 7 تیر 1392 11:22
خسته نباشی مهرناز جان مثه همیشه عالی بود.ممنون
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم الهام جان :)
سارا جمعه 7 تیر 1392 11:09
خدا سایتونو بالا سر ما نگه داره تا وقتی شما هستین ما چی کم داریم سپاس فراوان از ترجمه عالیتون خوش باشین
مهرناز پاسخ داد:
خواهش می کنم. ممنون از شما که سر می زنید! :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
صفحات
موضوعات
نظر سنجی
بهترین سکانس فصل چهار؟










آرشیو مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



Hit Counter

Instagram