به بیکر خوش آمدید!
[ ]
 
 
بحث درباره ی " آخرین عهدش "
نظرات
توجه:
دوستان این بحث تنها در مورد این قسمت است ، بنابراین لطفا بحث های متفرقه صورت نگیرد !

* نظرات این پست حاوی اسپویلر (خطر لو رفتن داستان) هستند ... اگر دوستان هنوز این قسمت را تماشا نکرده اند ، به بخش نظرات نروند *



کارگردان : نیک هوران
نویسنده : استیون موفات
ریتینگ IMDB تا به این لحظه : 9.7

این اپیزود زیباترین دیالوگ ها را داشت ، ولی تنها دیالوگی را که برای انتظار برای یک فصل دیگر کافی است  ، در ادامه ی مطلب قرار دادیم ... فقط دوستان ، خواهش می کنم اگر این اپیزود را هنوز ندیدید نه به ادامه ی مطلب و نه به بخش نظرات بروید ، چون شاید با بزرگترین لو رفتن های داستان شرلوک روبرو شوید ، مسئولیت هیجان زده نشدن با خودتان ...

ادامه مطلب
دوشنبه 23 دی 1392ساعت : 12:37| نویسنده : Sherlockpedia
 
موکل تهی
نظرات
 این پست ترجمه ی یکی از پست های وبلاگ دکتر جان واتسون است ، وبلاگی که توسط سازندگان سریال همزمان با پخش آن به روز می شود و با وقایع سریال Sherlock منطبق است .

جک گریفین 1 قطعا می دونست چطور وارد جایی بشه . ما برای اندازه کردن کت و شلوار برای عروسی رفته بودیم و وقتی برگشتیم ، اونجا بود . در واقع ، نبود .


چون اونجا ، نشسته روی صندلی من ، کت و شلوار جک گریفین بود . فقط کت و شلوارش . بدون خودش توی لباس . اون چند روز پیش بهمون ایمیل زده بود و درخواست کمک کرده بود . دانش آموزی در در دانشگاه گلداسمیتس ، که از ما خواسته بود در مورد چیزی که از اون تعبیر به " نامرئی بودن " می کنه ، تحقیق کنیم . همه چیز از چند هفته قبل وقتی هم خانه اش ، آلن فلنگن به شدت بهش بر خورد می کنه و ادعا می کنه که اصلا جک رو که اونجا ایستاده بود ، ندیده ، شروع میشه . هر دوشون مسئله را رها کردند ولی دوباره اتفاق افتاد . آلن رفته بود تا روی صندلی بشینه که جک روش نشسته بود . و دوباره اتفاق افتاد و به همین ترتیب ادامه پیدا کرد .

ادامه مطلب
یکشنبه 22 دی 1392ساعت : 22:59| نویسنده : Sherlockpedia
 
نگهبان خونین
نظرات
این پست ترجمه ی یکی از پست های وبلاگ دکتر جان واتسون است ، وبلاگی که توسط سازندگان سریال همزمان با پخش آن به روز می شود و با وقایع سریال Sherlock منطبق است .

شرلوک نمی خواست در مورد این پرونده چیزی بنویسم به تبع از دلایلی که براتون روشن خواهد شد . ولی عمراً اگر این فرصتو از دست بدم که ... خب ، خودتون خواهید دید !


همه اش از ایمیلی از طرف یکی از نگهبانان ملکه شروع شد . احتمالا راحت تره اگر با حرف های خودش ، معرفیش کنم :
 
" آقای هلمز ، اسم من بین بریج هست . من سربازی در محل محافظان خانگی  ملکه  هستم . من برای شما درباره ی یک مسئله ی شخصی می نویسم ... موردی که اهمیت چندانی نداره ، نه آنقدر که با مافوق هایم مطرحش کنم . احتمالا بسیار پیش پاافتاده به نظر بیاید . ولی تصور می کنم کسی من رو زیرنظر داره . من به گردشگر ها عادت دارم . بخشی از کارم هست ولی این فرق می کنه .
کسی من رو زیرنظر داره . از من عکس می گیره . هر روز . من نمی خوام پیش سرهنگ این موضوع رو مطرح بکنم . ولی واقعا ذهنم رو تسخیر کرده . من درباره ی شما چیز های خوندم و می دونم که این موارد برای پلیس جالب نیستن " ...
ادامه مطلب
یکشنبه 22 دی 1392ساعت : 21:16| نویسنده : Sherlockpedia
 
فیل در اتاق
نظرات
این پست ترجمه ی یکی از پست های وبلاگ دکتر جان واتسون است ، وبلاگی که توسط سازندگان سریال همزمان با پخش آن به روز می شود و با وقایع سریال Sherlock منطبق است .

شرلوک چند تا پرونده ی جنون آمیز طی چند سال اخیر داشته و من هیچ وقت نمی گم بهشون کاملا عادت کردم ولی هیچی ، و واقعا هیچی ، نمی تونست من رو برای چیزی که در خانه ی  شماره 29 ، کوچه ی رایدر در بروکلی پیدا کردیم ، آماده کنه ...

ادامه مطلب
دوشنبه 16 دی 1392ساعت : 19:09| نویسنده : Sherlockpedia
 
غول سم
نظرات
این پست ترجمه ی یکی از پست های وبلاگ دکتر جان واتسون است ، وبلاگی که توسط سازندگان سریال همزمان با پخش آن به روز می شود و با وقایع سریال Sherlock منطبق است .

همه چی وقتی شروع شد که من ایمیلی دریافت کردم . هیچ متنی نداشت فقط عکس یک مروارید بود . من فکر کردم یک اسپم ( هرزنامه ) است ولی روز بعدش یکی دیگش اومد . یک ایمیل دیگر ، یک عکس دیگر . یک مروارید دیگر . و باز هم و باز هم ... شش روز ، شش مروارید . 1



بعدش متوقف شد ، بدون هیچ توضیحی . من خوشحال می شدم نادیده اش بگیرم ولی شرلوک شیفته اش شده بود . فکر کنم چیزی که بیشتر از همه جذبش کرد این بود که ایمیل ها به من فرستاده می شد تا اون . خب ، فکر کنم اذیتش می کرد . خب ، می دونم اینطور بود . یک روز صبح زنگ زد ، با داد و هوار و خواهان این بود که بدونه چرا افراد جالب همیشه به من ایمیل می زدند نه اون . بعضی وقتا واقعا شبیه به یک بچه ی کوچیکه ...
ادامه مطلب
دوشنبه 16 دی 1392ساعت : 13:37| نویسنده : Sherlockpedia
 
بحث درباره ی "نشانه ی سه"
نظرات
توجه:
دوستان این بحث تنها در مورد این قسمت است ، بنابراین لطفا بحث های متفرقه صورت نگیرد !

* نظرات این پست حاوی اسپویلر (خطر لو رفتن داستان) هستند ... اگر دوستان هنوز این قسمت را تماشا نکرده اند ، به بخش نظرات نروند *



می دونم از طرف مری هم صحبت می کنم وقتی میگم : " ما هیچ وقت ناامیدت نمی کنیم و یک عمر زندگی پیش رو داریم تا این رو بهت ثابت کنیم "

And I know I speak for Mary as well When I say :  We will never let you down and we have a lifetime ahead to prove that           - Sherlock

کارگردان : کلم مک کارتی
نویسندگان : استیو تامپسون ، استیون موفات و مارک گتیس



ادامه مطلب
دوشنبه 16 دی 1392ساعت : 10:34| نویسنده : Sherlockpedia
 
نعش کش خالی
نظرات
این پست ترجمه ی یکی از پست های وبلاگ دکتر جان واتسون است ، وبلاگی که توسط سازندگان سریال همزمان با پخش آن به روز می شود و با وقایع سریال Sherlock منطبق است .

خب .
خب ، بله .
اخبارو دیدین1.


از کجاش شروع کنم ؟

همون طور که روند برچسب ها می گن : sherlocklives#

قبل از این که بریم سراغش ، امیدوارم اخبار دیگر رو هم دیده باشین . اخبار قبل از sherlocklives# . خبری که پلیس آخرسر فهمیده که اون بی گناه بوده . هر چیزی که توی این وبلاگ گفتم راست بوده و حالا همه این رو می دونن . من فقط می خوام یک دقیقه وقتتون رو بگیرم و از کسانی که اینجا نظر دادن و گفتن که هنوز باورش دارن ، تشکر کنم . واقعا کمک کردن .

خب ، آره . از مرگ برگشته . معلومه که برگشته . معلومه که شرلوک هلمز لعنتی می تونه از مرگ برگرده ...
ادامه مطلب
شنبه 14 دی 1392ساعت : 13:33| نویسنده : Sherlockpedia
 
خلاصه ی نقدهای "نعشکش خالی"
نظرات



شرلوک در قسمت نعشکش خالی برگشت:  منتقدان چه فکر می کنند؟


بعد از انتظاری دو ساله، بندیکت کامبربچ و مارتین فریمن بلاخره دیشب (اول ژانویه) برگشتند تا چگونگی زنده موندن شرلوک بعد از سقوط را نشان بدهند و  از یکی از بزرگترین معماهای تاریخ تلویزیون (تا حدی) پرده برداری کردند.


Digital Spy
به طور نفسگیری جذاب بود، گونه ای از قصه گویی که شما را بلند می کند و آن قدر دور خود می چرخاند که قدرت درک درست را از شما می گیرد و زمانی که شما به زمین برمی گرداند آن قدر هیجان زده هستید که برایتان مهم نیست.

The Telegraph

با بازی پرانرژی و بی پروای بندیکت کامبربچ، این بازگشت موفق یکی از کاریزماتیک ترین و سرگرم کننده ترین شخصیت های تلویزیون بریتانیایی بود. شرلوک بی نقص نبود اما بی نظیر بود.


Den of Geek

هم سرگرمی خوبی برای همه و هم گنجینه ای برای طرفدارای پر و پا قرص سریال است. بله، سریال می داند که چطور نشانه هایی برای طرفداراهای شرلوک جاسازی کنند تا از خوشحالی فریاد بزنند اما این مسئله مانع لذت میلیون ها بیننده ای که دو سال از زندگی خود را وقف آپدیت کردن وبلاگهاشون در مورد تئوری مرگ شرلوک و زاویه ی سقوط نکرده بودند، نشد.


Buzzfeed

با توجه به بالا بودن سطح انتظارات بینندگانی که دو سال برای فهمیدن سرنوشت شرلوک صبر کرده بودند، "نعشکش خالی" به موضوعاتی زیادی می پردازد از جمله آشکارسازی های جالب و پیش پرده ای از هرج و مرج های پیش رو به واسطه ی دشمن جدید شرلوک و جان. این گونه این قسمت، هاله ای از ابهام و پتانسیل تسخیرکننده ای ایجاد می کند.


The Guardian

سریال شرلوک پر از اشاره های عمدی و چشمک های بازیگوشانه  است به خودش، به کسانی که آن را می بینند و نگرانش می شوند و به کتاب هایی که الهام بخش آن بوده اند. درست است هش تگ، وبلاگ و موتور سیکلت وجود دارند اما روح اثر حفظ شده است.  فکر می کنم سر آرتور این سریال را تایید کند و از دیدنش لذت ببرد. لذت نبردن از آن کار سختیست.


 Huffington Post

پا به پایی با این سریال یک چالشه و دیدنش لذت بخش- بی دلیل نیست که ساخت این دسته از سریال های تلویزیونی دو سال زمان می برد. اما، چقدر دلمان برایش تنگ شده بود و چقدر ارزش انتظار را داشت.


The Independent

بالاترین خشنودی در قسمت اول از این فصل رضایت بخش، تایید این نکته بود که خالق شرلوک مارک گیتیس (نویسنده ی این قسمت) ما طرفدارها رو بهتر از خودمان می شناسد.

 

Metro

مانند رفتن به سینما برای دیدن فیلم سینمایی، پرهیجان بود با چاشنی صحنه های به یاد ماندنی و سرشار از شوخ طبعی و قلقلک دادن علاقه ی طرفدارهای شرلوک در اختصاص تمام انگیزه ی خود به قهرمانشان.


MSN

قسمت اول شرلوک از ابتدا نیز قرار بود باعث دوگانگی نظرات شود چرا که جواب معمایی را می داد که ماه ها ذهن مردم را به خود مشغول کرده بود.

این مسئله نیز هست که به دلیل مشغولیت بازیگر های اصلی اش، سریال شرلوک تنها قادر به تولید سه قسمت با مدت زمان فیلم های سینمایی هر دو سال است. شاید، سطح انتظارات از "نعش کش خالی" بالاتر از حدی بود که بتواند رضایت همگان را فراهم کند.


منبع: Digital Spy


ترجمه از مهرناز


برچسب‌ها: bakerstreet.ir ,
شنبه 14 دی 1392ساعت : 03:56| نویسنده : مهرناز
 
بحث درباره ی "نعش کش خالی"
نظرات

توجه:
دوستان لطفا در بحث به حاشیه نروید!
دادن لینک از سایت های دیگر در قسمت نظرات این پست ممنوع میباشد!




یه معجزه ی دیگه، شرلوک. نمرده باش!
دکتر واتسون، مراقب باش چی آرزو می کنی!


 "نعش کش خالی" دیشب 9.2 میلیون بیننده در انگلستان داشته که میشه به عبارتی 34% بیننده های انگلیس

کارگردان : جرمی لاورینگ
نویسندگان : بر اساس آثار سر آرتور کانن دویل ، مارک گیتیس ، با همکاری استیون موفت
 براساس رای 14,479 کاربر سایت  IMDB Rating: 9.1

منبع : IMDB


پنجشنبه 12 دی 1392ساعت : 05:40| نویسنده : کیمیا
 
با آرزوی شادی روزافزون
نظرات
این پست ترجمه ی یکی از پست های وبلاگ دکتر جان واتسون است ، وبلاگی که توسط سازندگان سریال همزمان با پخش آن به روز می شود و با وقایع سریال Sherlock منطبق است .

خب ، چند روز پیش گرِگ یه سری زد . یه جعبه ی حاوی چند تا وسیله که مال شرلوک بودن ، با خودش داشت . واقعا یه سری خرت و پرت . هیچ چیزی نبود که حداقل نمود نزدیکی از کسی که بوده یا کاری که می کرده باشه . وسایل نمی تونن این کارو بکنن . به هر حال چیز های مادی قادر به انجامش نیستن . هممون تعلقات ، عکس ها ، اسباب و اثاثیه و کتاب ها و ... داریم ولی اونا ، ما نیستن . اونا فقط اندوخته هایی هستن که طی چند سال جمع آوریشون کردیم . اونا بی معنی اند .

ولی بعدش این دی وی دی توش بود . ویدیویی از شرلوک که داشت پیامی برای شام تولدم ضبط می کرد ...

ادامه مطلب
چهارشنبه 11 دی 1392ساعت : 23:44| نویسنده : Sherlockpedia

آخرین مطالب
درباره ما
I'm bored of being bored because being bored is SO boring
since 2011
(عضو باشگاه نویسندگان میهن بلاگ)

Bakerstreet.ir
مدیر وب سایت : Sherlock 221
موضوعات
نظر سنجی
دوست دارید کدام داستان کوتاه به صورت اینترنتی در دسترس شما قرار گیرد؟(ترجمه شده توسط نوید فرخی)










آرشیو مطالب
مدیریت
طراح لوگو
نویسندگان
نویسندگان بازنشسته
دیگر موارد


Hit Counter


Instagram